تبلیغات
غمگین ترین غروب خورشید

جستجو

 

سفر

شنبه 9 خرداد 1388   01:19 ق.ظ

خاك مال باغ
سنگ مال كوه
تو . . .

كیستی از جنس این كه قلب من است ؟
من دنیا را تمام بگردم
كه قلب هر كس را به خاك كسی سرشته اند
و تو كه از جنس قلب منی كجای دنیا ایستاده ای ؟
خاك به خاك باغ ها را بوییدم و سنگ كوه ها را یكی یكی
كه عطر تنت را رد پایی مگر
كیستی آخر ؟ كجایی ؟ كه حرف تمام این روزها دربدری را برایت سروده ام
 دختری آواز می خوانَد
آی دخترِ این صدا كه می كشانیَم
خانه ات كجاست ؟
بگو در پس این كه آواز می خوانی
از جنس قلب منی آیا . . . ؟
¨

بارون مال گل
دریا مال ماهی
تو . . .
دختر ِآب تمام چشمه ها به لب
حالایم چیزی میان عشق و مردن است
كه مسافر راه های دور است این بر در خانه ات
آمدم شعرهایم را تمام بخوانم برایت
و عطش بود این همه سال می دویدم
آب دریا شور بود
و یك قطره باران نبارید
تا چیزی میان عشق و مردن باشد حالا، خانه ات را در كوفتن .
چه كار دارید آقا ؟
 شعر آوردم برایتان .
 چه می خواهید تا بخوانید ؟
 چیزی برای تشنگِیم
 بخوانید آقا . . .
نسیم مال دشت
طوفان مال صحرا
تو . . .
دخترِ تمام بادها به گیسو
گفتن اسیریِ كلمه می كند كه چیزهایی هستند نگفتنی
و من آمدم این همه راه شعرهایم را بخوانم
حالا یكریز، می دمد موهات
تا پس این فرسنگ ها
كه نسیم ورقهایم را به بازی نمی گرفت
و طوفان فهمی نداشت
گیسو گیسو باد بَرَد حالا یكریز تا شعرهایم لا به لای موهات
نگفتنی شوند

.
.
.

ساكت شدید آقا
آخر شعرهایم را باد برد، صبر می كنید این قدر تا چیزی بگویم ؟

 بگویید آقا . . .
¨

می سوزم
می سوزم
می سوزد هر چه به آتشی
كه شعر هام به باد
دلم به چشمانت
دختر می سوزم های من
نگفتنیِ هر چیز به سوختنش آغاز می شود
تا پس این كه می سوزد و شعر من است
این که می سوزانیَم و قلب من
با چه زبانی كه نمی دانم بگویم :
« از جنس قلب منی - دوستت دارم »
و نمی دانم بگویم یا نه ؟ 
بگویید آقا 
تو ... نه ! ما مال هم بشیم ؟


نوشته شده توسط : هیوا

نکته هایی برای یک زندگی شاد و پر ارزش(قسمت هشتم)

پنجشنبه 7 خرداد 1388   02:04 ب.ظ

1-    در حسادت هیچ لذتی نیست.

2-   زحمتکش می تواند رنج هر روزه ی نانوا را ببیند.

3-   گمراه ترین دشمن هر کس، در درون او آرمیده است.

4-   تا به اثبات نرسیده اعتماد نکن.

5-   حقیقت از مؤاخذه نمی هراسد.

6-   اقبال همواره همراه کوشش است.

7-   ما را از دوستان مان می شناسند.

8-   اگر امروزکیسه ات خالی است، از فردا گدایی نکن.

9-   ایمان هیچ کس را با گفتن این که ایمانت بهتر است، تضعیف نکن.

10-  کاری را که احمق در آخر می کند، عاقل همان اول می کند.

 


نوشته شده توسط : هیوا

ستاره خام

پنجشنبه 7 خرداد 1388   01:02 ق.ظ

تولد آن ستاره خام
در کدامین ساعت خواب گرفته
این شب پر هول بود
که تکرار طلوع خورشید را
آواز های قدیمی این سرزمین نامیدند

و تو از کدام باد بی خبر
آوازها را دزدیده ای
یا در کدام ناکجای این شهر غریب
به انتظار صبح بوده ای
که امروز
از تکرار جنین آلود کودکی های خام خبری نیست ...


نوشته شده توسط : هیوا

خواب بی سرانجام

پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388   11:14 ق.ظ

غروب بود و باران می بارید , من و تو می دویدیم تا در هیاهوی باران گم نشویم .

لحظه ی فراق رسیده بود و من باید می رفتم .

دستت را در ازدحام جمعیت رها كردم و دویدم تا به آخرین قطار برسم ،

پا به قطار گذاشتم ، سكوت بود و سكوت ، هیچ صدایی نبود

جز صدای آشنای تو ، دویدم تا در آغوشت بگیرم ، اما از خواب پریدم.

 

 

 

 




نوشته شده توسط : هیوا

اگه

پنجشنبه 22 اسفند 1387   04:49 ب.ظ

اگه می شد یكبار دیگه ...
اگه می تونستم توی دنیا یه چیز دیگه باشم ...،
می خوام اشك تو باشم،
كه تو چشمات متولد بشم،
روی گونه هات زندگی كنم ...
و روی لبت بمیرم


نوشته شده توسط : هیوا