خاك مال باغ
سنگ مال كوه
تو . . .

كیستی از جنس این كه قلب من است ؟
من دنیا را تمام بگردم
كه قلب هر كس را به خاك كسی سرشته اند
و تو كه از جنس قلب منی كجای دنیا ایستاده ای ؟
خاك به خاك باغ ها را بوییدم و سنگ كوه ها را یكی یكی
كه عطر تنت را رد پایی مگر
كیستی آخر ؟ كجایی ؟ كه حرف تمام این روزها دربدری را برایت سروده ام
 دختری آواز می خوانَد
آی دخترِ این صدا كه می كشانیَم
خانه ات كجاست ؟
بگو در پس این كه آواز می خوانی
از جنس قلب منی آیا . . . ؟
¨

بارون مال گل
دریا مال ماهی
تو . . .
دختر ِآب تمام چشمه ها به لب
حالایم چیزی میان عشق و مردن است
كه مسافر راه های دور است این بر در خانه ات
آمدم شعرهایم را تمام بخوانم برایت
و عطش بود این همه سال می دویدم
آب دریا شور بود
و یك قطره باران نبارید
تا چیزی میان عشق و مردن باشد حالا، خانه ات را در كوفتن .
چه كار دارید آقا ؟
 شعر آوردم برایتان .
 چه می خواهید تا بخوانید ؟
 چیزی برای تشنگِیم
 بخوانید آقا . . .
نسیم مال دشت
طوفان مال صحرا
تو . . .
دخترِ تمام بادها به گیسو
گفتن اسیریِ كلمه می كند كه چیزهایی هستند نگفتنی
و من آمدم این همه راه شعرهایم را بخوانم
حالا یكریز، می دمد موهات
تا پس این فرسنگ ها
كه نسیم ورقهایم را به بازی نمی گرفت
و طوفان فهمی نداشت
گیسو گیسو باد بَرَد حالا یكریز تا شعرهایم لا به لای موهات
نگفتنی شوند

.
.
.

ساكت شدید آقا
آخر شعرهایم را باد برد، صبر می كنید این قدر تا چیزی بگویم ؟

 بگویید آقا . . .
¨

می سوزم
می سوزم
می سوزد هر چه به آتشی
كه شعر هام به باد
دلم به چشمانت
دختر می سوزم های من
نگفتنیِ هر چیز به سوختنش آغاز می شود
تا پس این كه می سوزد و شعر من است
این که می سوزانیَم و قلب من
با چه زبانی كه نمی دانم بگویم :
« از جنس قلب منی - دوستت دارم »
و نمی دانم بگویم یا نه ؟ 
بگویید آقا 
تو ... نه ! ما مال هم بشیم ؟

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 خرداد 1388    | توسط: هیوا    |    |
نظرات()